|
در سال گذشته حدود "هشت ميليون دلار آمريكا" بين گروههاي شيطان پرست در شهرهاي مختلف ايران توزيع گرديد.
فراماسونها احياكننده جادوگري و شيطانپرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي ميباشند
در دهه 1960 م شيطانپرستي توسط سرمايهداران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطانپرست در انگلستان و ايالات متحده آمريكا به وجود آمد كه معروفترين آنها تشكيل «كليساي شيطان» در شهر سانفرانسيسكو ميباشد.
امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر ، 666، صورتهاي نقاشي شده ، ماسك هاي حيوانات درنده شاخ دار ، برهنه پوشي ... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست.
عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.شيطان پرست ها موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند.
استفاده از موسيقي مهمترين ابزار اين فرقه در جهت تحت تبليغ عقايد خود و نيز تحت تاثير قرار دادن جامعه به خصوص قشر جوان مي باشد.گاه اين گروه ها خود اذعان مي كنندكه شيطان پرست هستند و گاه برخي از آنان اين ادعا را نكرده ولي در راستاي تضعيف بنيان هاي ارزشي و ديني و تبليغ افعال شيطاني مي پردازند
با توجه به وفور موسيقي هاي مبلغ اين گروه ها در ايران و رويكرد برخي جوانان بي اطلاع به اين نوع موسيقي و حتي چاپ كتاب حاوي متن اين موسيقي ها و سرمايه گذاري زياد دشمن در اين باره بررسي و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع رساني و آگاهي افكار عمومي امري ضروري به نظر مي رسد.
به عنوان مثال خبر گزاري فارس طي خبري در 20مورخ /10/1383پرده از اين فعاليتها برداشت .
خبر گزاري فارس در اين باره گزارش داد :
"امين" دانشجوي يكي از رشتههاي گروه پزشكي دانشگاه كه از افراد موثر گروه شيطان پرست هوي متال در ايران است، مدتي پيش به صورت اتفاقي و بر اساس درخواست يكي از دوستان خود كه قصد بازديد از جبهههاي جنوب كشور در كاروانهاي راهيان نور داشت به همراه جمعي از دانشجويان عازم اين مناطق شد كه تاثيرات روحي اين سفر، زمينهساز رويگرداني وي از فعاليت در گروههاي فعال شيطان پرست و بيان حقايقي قابل توجه درباره آنها شده است.
وي افزود: به گفته اين فرد، عناصري از رژيم صهيونيستي كه دركشور امارات حضور دارند شبكه اصلي هدايت گروههاي هوي متال را در ايران در دست دارند.
به گفته اين منبع آگاه بر اساس اسناد ارائه شده توسط "امين" در حسابهاي ارزي اين گروه در شبكه بانكي كشور كه از طريق شبكه اينترنت هدايت ميشود، در سال گذشته حدود "هشت ميليون دلار آمريكا" واريز شده است كه بين گروههاي شيطان پرست در شهرهاي مختلف ايران توزيع ميگردد.
وي با بيان اينكه تعداد اعضاي اين گروه در برخي شهرهاي كشور به دو هزار نفر بالغ ميشود، اضافه كرد: مطالب ارائه شده نشان ميدهد كه برخي فعاليتهاي ضد امنيتي نيز توسط برخي عناصر خاص در اين گروهها براي رژيم صهيونيستي انجام ميشود.
اين منبع آگاه با يادآوري اينكه مجوزهاي ارائه شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي چاپ گسترده كتابهاي گروههاي هويمتال در كشور زمينه ارتباط نزديك فكري اعضاي اين جريان در سراسر كشور را فراهم ساخته است، افزود: در سالهاي اخير به دليل عدم وجود هرگونه نظارت و كنترل واقعي در كشور، گروههاي اجتماعي معارض كاركرد سياسي و ضد امنيتي پيدا كرده و زمينه سوء استفادهههاي ضد ملي بيگانگان از آنها فراهم شده است…در حال حاضر گروه متال با قديمي شدن علاقه به رپ در ايران، طرفداران بيشتري را به خود جذب نموده است.
سعي مي شود در اين مقاله به بررسي برخي از اين موسيقي هاي شيطاني و شيطان پرستي پرداخت.
موسيقي رپ
تاريخچه:
Rap، فرهنگي كه خصوصاً به جوانان سياه و اقشار تحتاني در جوامع غرب تعلق دارد، از آمريكا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثير قرار داده است موسيقي Rap از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروههائي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند.
اواخر دهه 1960، وقتي كه آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تاثير نهاده بوددر شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود . گروه هاي Rap از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت.
در اينجا قسمتي از نخستين ترانه Rap اعتراضي كه از معروفيتي بين المللي برخوردار گشته و "پيام" نام دارد را ميخوانيم. اين ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوريوس فايو" است. اين ترانه حكايت شرايط نابسامان طبقه هاي فقير نشين جامعه است. دستم را بروي اسلحه ام ميفشارم، چرا كه قصد جانم را كرده اند مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده مي كوشم به سيم آخر نزنم اينجا درست مثل يك جنگل است و بعضي وقتها تعجب ميكنم كه چگونه مي توان جان سالم بدر برد
در همان سالهاي نخستين شكل گيري رپ با دخالت قدرتمندان ، هدفهاي سياسي و اجتماعي گروه هاي سياهپوست ، دستخوش نوعي تحريف گرديده و در نتيجه به ابزاري در دست سياستمداران و صيهيونيسم تبديل شدند .
در طول مدتيكه رپ شكل مي گرفت ، عناوين مختلفي از اين نوع موسيقي توسط موزيسين ها بوجود آمد كه با پيوستن خوانندگان معروفي به اين گروه موسيقي رپ طرفداران زيادي را به خود جلب و جذب نمود .
آن رپ نسبت به گروههاي ديگر طرفداران بيشتري دارد و جوانان علاقمند به موسيقي آن گوش ميدهند و براساس مدلهايي كه آنها به آنها القاء ميشود ، لباس مي پوشند و آرايشهاي ظاهري رپ را برميگزينند .
شلوارهايي كه پاچه گشاد آن بر روي زمين كشيده مشود ، مانتوهايي با آستين هاي بلند ، موهاي روغن زده و چسبيده بر سر ، عينك هاي دودي با قالب فلزي ، خط ريش پايين تر از گوش پسران و روسريهاي كوچك و معمولا سفيد رنگ دختران ، ويژگي ظاهري گروه رپ است .
برخي از گروههاي زير مجموعه رپ عبارتند از :
1- Ase Of Base :كه در سبك موسيقي پاپ از سال 1988 در آمريكا و اروپا برنامه اجرا مي كنند كه اعضاي اين گروه چهار خواننده سياهپوست هستند كه عموما محور اشعارشان پيرامون عشق و روابط آزاد غيراخلاقي ميباشد .
2- New Kids Of The Black :كه از سال 1987 برنامه اجرا ميكنند ، آهنگهاي آنها بسيار تند و با مضاميني درباره عشق و زندگي اجرا مي شوند .خوانندگاني بنامهاي كوئين و جيمي به همراه دو سياه پوست ديگر كه همگي هم جنس باز هستند عضو اين گروه مي باشند.
موسيقي متال
موسيقي متال داراي زير مجموعه هاي زيادي است كه برخي از آنان جز مهمترين گروههاي شيطان پرست محسوب مشوند مانند هوي متال و بلك متال و….
بلك متال در نروژ از زماني پديد آمد كه نئو وايكينگ هاي نروژ در جستجوي راه و وسيله اي براي نابود كردن مسيحيت در نروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه انسانهاي بسياري را كشتند و كليساهاي زيادي را آتش زدند و بلك متال را تا نهايت نواختند تاشايد خداي تاريك ها باز گردد .
موسيقي كه سخن از دنياي تاريك سرد و بيروح را بيان ميكند سبكي مملو از خوشونت مرگ و كشتار
مرگ ، يگانه حقيقتي است كه راه فراري از آن نيست . ايده مرگ در نزد شيطان پرستان به دو دسته بسيار عمده تقسيم مي شوند . دسته اول كساني كه خودآگاهانه مرگ و ماندن در جهنم را ترجيح مي دهند . دسته دوم كساني كه منكر مرگ مي شوند و بر اين گمانند كه پرستش شيطان كفايت مي كند تا او آنان را از چنگال مرگ رهائي بخشد و عمري جاودان نصب آنان گرداند . از اين مكان دسته اول خطرناكترند زيرا آگاهانه به جنگي نامقدس در برابر خداوند روي مي آورند . جنگي كه مي دانند در آخر به شعله هاي آتش ختم مي شود . آنان گناه را زينت دروني انسان تصور مي كنند . به مرحله اي مي رسند كه ديگر گناه براي زندگي آنان از آب و نان نيز ضروري تر مي شود تا درجه اي كه ديگر چيزي به جز گناه نمي بينند . گناه ، گناه ، گناه . به هر گناهي دست مي زنند . ربا ، قتل ، دروغ ، تهمت ، دزدي ، شرب خمر ، هتاكي به مقدسات و مومنين ، اعمال منافي عفت
تعداد زياد ديگر سبك متال وجود دارد كه هر كدام داراي خصوصيات خاص خود هستند اما وجه اشتراك بسياري از آنان عبارت است از رواج خشونت و فحشا
با توجه بدانچه ذكر شدكه بيانگر بخشي از فرهنگ غرب و در راس آن امريكا است آيا اين سخن پرزيدنت بوش كه:ارزشهاي و موضوعات مورد علاقه آمريكا براي هر كسي و در هر جامعه اي درست و مفيد است…!
و آيا اين سخن ديگر معنايي دارد كه:
اهداف آمريكا برقراري صلح ،تداوم آزادي و رسيدن به سعادت و خوشبختي است!
ولي معني اين سخن توماس فردمن تحليلگر سياسي آمريكا كه مي گويد:
جنگ با اين دشمن(اسلام)با ارتش ممكن نيست بلكه بايد در مدارس ،مساجد،و كليسا ها و معابد به رويارويي با آن پرداخت و اين راه جز با همكاري روحانيون ،كشيشان و راهبان نمي توان به پيروزي دست يافت.
مناسب ديدم چند مطلب زير را با هم بياورم تا انحطاط غرب يهوديزه به ويژه آمريکاي صهيونيستي کاملا برايتان ملموس شود. به راستي که انديشمند آمريکايي رنه گنون به درستي تمدن غرب را تمدن شيطاني ناميد:
اول:مذهب سازي ، يهود و جوانان
سران يهودي دنيا عزم جدي بر نابودي هر عقيده اي دارند ، آنان تمامي اصول و تئوريها را بهم مي ريزند ، نظامها و حاكميت ها را لرزان مي سازند ، خانواده ها را ويران و نقش مديريتي پدرها و مادرها را لگدمال مي كنند .
آنان تصميم گرفته اند كه به هيچ كس اجازه اظهار وجود ندهند ، رسما اعلام مي كنند همه بايد تحت اداره يهود باشند ، همه بايد به شنيدن صداي آنان عادت كنند . همه چيز را آنگونه كه خود مي پسندند ، مي خواهند .
جوانان را در دنيايي از خيالات و اوهام شاعرانه گرفتار مي سازند و به وقت استيصال و سر خوردگي لحظه اي كه جوان به هر چيزي چنگ مي زند تا خود را از مهلكه نجات دهد ، مذهب جعلي اي كه سران يهودي از پيش طراحي كرده اند در اختيار او مي گزارند .
بر اين اساس مي گوييم :
-۱شيطان پرستي مذهبي است ساختگي كه توسط سران يهودي اي كه مديريت افكار و انديشه ها را در انحصار خود مي پندارند بوجود آمده است .
يهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپيشگان ، خوانندگان ، نوازندگان ، انتشار سي دي هاي آموزشي ، مجلات ، روزنامه ها و كاباره ها ... در صدد پر كردن خلاء روحي و معنوي جوانان
غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است .
تا جايي كه بگفته رئيس بيمارستان نوجوانان نيويورك ، شيطان پرستي يكي از شايع ترين تهديداتي است كه در مقابل بچه هاي امروز قرار گرفته است .
پر واضح است وقتي كليسا نتواند در مقابل خواسته هاي معنوي جوانان الگوي مناسبي ارائه دهد ، آناني كه خود را گرگ مي خوانند هدايت گله هاي گوسفند را بعهده خواهند گرفت .
و كيست كه متوجه استخوانهاي شكسته كليسا نشده باشد .
رئيس بخش تحقيقات سري پليس ايالات متحده مي گويد : مي توانيد مرگ را در بيشتر كليسا ها لمس كنيد ، چيزي براي ادامه حيات وجود ندارد .
-۲ شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست . به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك نيز ميگويند.
-3شيطان پرستي آنگونه كه خود مي گويد حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود . خود كشي كه از موارد رايج اين آيين است ، توجيهي اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟ مي گويد مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد .
پيامبر عزيز اسلام (ص) عبارتي دارد كه مي فرمايند : در آخر الزمان ، دنباله روها از نابخردان پيروي مي كنند .
مذهب سازان عصر جديد بسيار زيرك هستند . آنان به اين حقيقت رسيده اند كه هميشه گروهي در دنيا وجود دارند كه از هيچ گونه استقلال فكري برخوردار نيستند و متاسفانه اين گروه كمتر به خردمندان تمايل دارند ، بلكه ميل بيشترشان به كساني است كه هوي و هوس را سر لوحه كار خود قرار داده اند . پروتكل هاي دانشوران يهود به صراحت به تربيت و آموزش افراد اشاره دارد ، مي گويد : تا زماني كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاي تربيتي ما دوباره تربيت نشوند ، نمي توانيم برنامه هايمان را در اين گونه جوامع مطابق با روشي كلي و يكسان پياده كنيم . اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز كنيم مي توانيم در كمتر از يك دهه منش و خلق و خوي سر سخت ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساخته ايم به زير سلطه خويش در آوريم .
-4 به شيطان پرست تفهيم مي كنند كه دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نمي شود در لجن زندگي كرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چاره اي براي پاك شدن نيست جر مردن و رهايي از اين دنيا .
- 5 به شيطان پرست مي فهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است ، همه عادت كرده اند دروغ بگويند ، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باور نمي كند .
-6 شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد . آدم شيطان پرست عمر شب را بلند مي داند . او حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پندارد . آنان همه چيز را منفي مي خواهند ، اگر به باغ سيب بروند همه سيب ها را كال مي بينند و اگر به تئاتر بروند همه بازيگر ها را لال مي پندارند. به شيطان پرست مي گويند چشمهايت را باز كن ، فقط ببين . مغزت را ببند ، فكر نكن . نقش تو ، نقش تماشا چي تئاتر در اين دنياست .
آدم وقتي در دام ابليس هايي كه طراح و مديران اجرايي احكام شيطان پرستي اند قرار مي گيرد ، به مثابه مواد خامي خواهد بود كه هر شكلي را اراده كنند ، از او مي سازند.
پروتكلهاي دانشوران صهيونيسم جهت دادن به فكر و انديشه مردم غير يهودي را به كمك سخن پردازي و تئوريهاي وسوسه انگيز ، كار متخصصان و مديران يهودي مي داند.
آنان آنچنان به تبديل آدمها مي پردازند كه بسياري از افراد از اينكه موجود ديگري شده اند كه خودشان نيستند ، خبر دار نمي شوند.
حتي آناني كه فكر مي كنند مدير و طراح و برنامه ريز حداقل بخشي از شيطان پرستها هستند ، تنها عاملي ناچيز و بي مقدارند كه كوركورانه در خدمت ابليس بزرگ قرار گرفته اند.
-7راهي كه براي شيطان پرست ترسيم مي كنند معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد. اولا راه نيست ، كوره راه است. مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام مي كنند ما به مقصد نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي هاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي رود و سر انجام مطمئن مي شود راه بازگشتي وجود ندارد.
-8احياء اخلاق مصيبت بار قوم لوط امروز از طريق گروههاي شيطان پرست و وابسطه به آن ترويج مي شود. پيشرفت هم جنس خواهي باور كردني نيست. حمايت مقامات ارشد كليساي انگليس ، پارلمان اتحاديه اروپايي ، انجمن اطلاعات جنسي و انجمن آموزش و پرورش ايالات متحده ... ننگ آور است.
امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر ، خفاش ، صورتهاي نقاشي شده ، ماسك هاي حيوانات درنده ي شاخ دار ، برهنه پوشي ... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد. مدتي پيش روزنامه هاي آمريكا نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند كه نوجوانان و حتي كودكان را وحشيانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه مي كرده اند. استفاده افراطي از مشروبات الكلي ، مواد مخدر ، قرص هاي روان گردان و انرژي زا ، استفاده و استعمال آلات مصنوعي ، خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع ... معجوني از بيماري هاي روحي ، رواني و جسمي بخصوص بيماري هاي عفوني و ايدز را براي شيطان پرست ها به ارمغان آورده است. ايدز شايع ترين بيماري نزد شيطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگي شش هزار نفري كه روزانه مبتلا به اين درد بي درمان مي شوند انتقال از طريق تماس جنسي است.
-9 توصيه اي كه شيطان پرست ها ناگزير به انجام آنند. شنيدن آهنگ هاي تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند. خود را بي خانماني بيابانگرد بپندارند كه از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسيار خشني ، كه در صدايشان مي توان غرش حيوانات وحشي را شنيد ، سمبل قدرت شيطان پرستي مي دانند. كه كمبود و نياز خود را با خشونت زياد رفع مي كنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي خوانندگان شيطان پرست ترويج و تبليغ مي شود. اكنون موسيقي بي ريشه جاز كه از موسيقي Yidish يهوديان گرفته شده در همه زواياي ذهن جوان آمريكايي و ... رخنه كرده ، به طوري كه مايكل جكسون يهودي را از تمام مقدسين كليسا بر تر مي دانند. روزي گروه بيتل ها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز معروف تر است و امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.
-10دوست جوان من بداند:
بنيانگذار فرقه شيطان پرستي يك يهودي از خاندان لوي به نام آنتوان لوي است و در كليساي شيطان آنتوان لوي ، مناسك جنسي جايگاه خاصي دارد. همان رقص ها و كار هاي جنسي كه به وسيله فرانكسيست ها ، به طور مخفي انجام مي شد ، امروز از طريق گروه هاي شيطان پرست مثل متاليكا در سطح عموم رواج داده مي شود.
صنعت سكس و بازرگاني تن كه در رديف سود آورترين تجارت هاي جهان است به همراه صنايع مشروب سازي ، قاچاق مواد مخدر ، قمار و صنعت سينما در انحصار يهود است.
شبكه وسيعي از كلوبهاي شبانه و فاحشه خانه ها توسط ويليام ساموئل رزنبرگ ، مشهور به بيلي رز ، كه از يهوديان مهاجر به آمريكا است ، تاسيس شد.
غول صنايع مشروب سازي ، يهودي مهاجر ، ساموئل برنفمن است. كه امروزه دفتر مركزي كمپاني مشروبات الكلي برونفمن ها ، به نام سيگرام در نيويورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بيش از يك ميليارد دلار است.
سلطان دنياي پنهان شخصي است يهودي ، به نام روچيلد ، كه بزرگترين امپراطوري قمار را در ايالات متحده ايجاد كرد او در قاچاق مشروبات الكلي و مواد مخدر ، سرمايه گزاري عظيمي نمود.
اولين فيلم تاريخ سينما كه در آن حريم اخلاق شكسته شد ، ماه آبي است نام دارد كه توسط يك يهودي به نام اتوپرمينگر بسال 1953 كارگرداني شد و براي اولين بار واژه هايي مانند ، آبستن و باكره را بكاربرد.
سه سال بعد همين كارگردان يهودي فيلم مردي با دست هاي طلايي را عرضه كرد و يك تابوي اخلاقي ديگر را شكست. او براي اولين بار به نمايش اعتياد به هرويين پرداخت.
پرمينگر در فيلم بعدي اش كه در سال 1959 ساخته شد براي نخستين مرتبه ، صحنه تجاوز جنسي را به نمايش درآورد.
انسانيت زدايي ، هدف اصلي همه فيلم هاي اين كارگردان يهودي بوده است.
و اينك شيطان پرستي با اسطوره سازي و با ارائه مطالب گمراه كننده و پورنوگرافيك سعي در تحقير جوانان و برده داري نوين دارد.
دوم:مشاهده شدن بوش پدر و پسر در تشريفات شيطان پرستان
قصر كيمبال چروكي در شهر سداليا در كلورادو، محل اجراي آيين شيطان پرستي كه جس لوي، فرزند موسس كليساي شيطان پرستان، آنتون لوي، آن را چنين توصيف مي كند:" زماني كه ده سالم بود پدر و مادرم مرا به آنجا بردند
قصر كيمبال و تشريفاتي كه در آن اجرا مي شد را به ياد مي آورم. انگار همين ديروز بود. يادم مي آيد شب را در يكي از اتاق خواب هاي آن كه بسيار برايم ترسناك بود مي گذرانديم. اتاق هميشه تاريك بود و بوي خاصي مي داد.
پدرم، آنتون لوي، بيشتر وقتش را در آنجا مي گذراند.هيچ وقت دوست نداشتم به آنجا بروم. من را مجبور مي كردند تشريفات مذهبي را كه بسيار از آنها نفرت داشتم تماشا كنم. يكي از آنها را هرگز فراموش نمي كنم؛ مجمع 13 كه در انجا آدم هاي بدخو و شروري بودند.
وقتي دوازده سالم شد پدرم به من گفت بخاطر سركشي و مخالفتم با كارهايي كه بايد انجام بدهم، مجبورم پيش از آنها به قصر بروم. آن زمان بود كه اين آقايان را ملاقات كردم. آنها نسبت به آنچه ممكن است در صورت انجام ندادن فرامينشان به سرم آيد، هشدار دادند. جرج دبليو بوش پدر يكي از آنها بود. من مقابل آنها ايستادم و گفتم كه دنباله روشان نخواهم بود و جاي پدرم را نخواهم گرفت و اينكه نمي توانند كاري بكنند.
پدرم آن چنان احساس شرمندگي كرد كه از ترس دولا شد. به آنها گفتم به نيروي بزرگتري ايمان دارم و ان نيروي بزرگتر به من گفته است كه هيچ كس نمي تواند نزديكم شود. و بعد برگشتم و آنجا را ترك كردم. آنها هيچ چيز نگفتند. فكر مي كنم همه شان احساس ترس و خشم پيدا كرده بودند. يادم مي آيد پدرم گفت اين حرف هاي يك بچه است.
اسكات ميلمن را هم به خاطر مي آورم. همه ما هم سن و سال بوديم. در آنجا ديگران هم بودند، اما آنها را به ياد ندارم.
در زير ساختمان تونلي وجود داشت كه يك شب من و اسكات را به آنجا بردند و اصلا خوب نبود. تا همين امروز هر وقت مي خواهم از آن صحبت كنم احساس ترس بر من چيره مي شود. بعضي مي گويند آخر تونل نور است، اما آخر تونل،
جايي كه شيطان پرستان جمع مي شوند و كارهاي ناگفتني انجام مي دهند فقط تاريكي است. اعمال آنها مثل كابوس مي ماند.كارهايي كه با بچه ها مي كنند غير قابل بيان است.
فكر اينكه بوش و كل خانواده اش جزئي از چنين اعمالي هستند، براي بعضي غير قابل باور است. اما خداوند همه ما را از گرگي كه به لباس بره درآمده برحذر مي دارد.همه خانواده بوش شيطان پرست هستند و تا آخرين نفس آن را دنبال مي كنند. بوش پسر را زماني كه يكبار به همراه پدرش براي اجراي يكي از تشريفات به قصر آمد به خاطر مي آورم. افكار امروزم درست همانند همان زمان است. او مرد يخ زده شيطان است و مثل اسلحه، مرگبار. "
نوشته:جس لوي مترجم: ف.ش
سوم:ترويج شيطان پرستي در ايتاليا
واحد مركزي خبر : مقامات دولت ايتاليا و كليساي كاتوليك ازترويج شيطان پرستي و جادوگري دراين كشور ابراز نگراني كردند.
به گزارش شبكه تلويزيوني بي .بي .سي , در پي ترويج شيطان پرستي و روآوردن جوانان به سحر و جادو , مقامات پليس ايتاليا در مورد اين گروهها تحقيقاتشان را گسترش داده اند در حاليكه مقامات دولتي ايتاليا اعلام كردند شيطان پرستي دراين كشور ممنوع نيست .
اما آنها نگران اين مسئله هستند كه مراسم شيطان پرستي به قتل برخي افراد منجر شود. به عنوان مثال دو نفر از يك گروه موسيقي راك به نام جانوران شيطان محكوم به قتل خواننده اين گروه و نامزد وي شدند.
آنها بر اين عقيده بودند كه نامزد خواننده گروه جانوران شيطان همان مريم باكره بوده است اين دو نفر در آئين شيطان پرستي همراه با مصرف مقادير زيادي مواد مخدر به قتل رسيده اند. اين اخبار و امثال آن مردم ايتاليا را به وحشت انداخته است .
چهارم: سقوط ارزشهاي اخلاقي
در جامعه آمريكا
واحد مركزي خبر : مردم آمريكا معتقدند كه ارزشهاي اخلاقي در جامعه اين كشور به شدت رو به كاهش گذاشته است .
به نوشته روزنامه روسي ايزوستيا , نتايج نظرسنجي مركز تحقيقاتي گلاپا نشان مي دهد كه هفتاد و هفت درصد پرسش شوندگان چنين عقيده اي دارند و اين درحالي است كه سه سال پيش نظر آمريكاييها خوش بينانه تر بود و شصت و هفت درصد آنها معتقد بودند سطح اخلاقيات در جامعه پايين آمده است .
براساس نتايج اين نظرسنجي , نود و سه درصد آمريكاييها خيانت همسران را غيراخلاقي مي دانند , شصت و شش درصد آنها طلاق را تقبيح نمي كنند , پنجاه و هشت درصد آنها هيچ مخالفتي با روابط جنسي خارج از ازدواج ندارند و از نظر پنجاه و چهار درصد از آمريكاييها تولد كودكان نامشروع هيچ اشكالي ندارد.
محققان مركز گلاپا معتقدند كه نظر اهالي مناطق مختلف آمريكا متفاوت است و به عنوان نمونه پنجاه و يك درصد آنها سقط جنين را از نظر اخلاقي غير قابل قبول مي دانند , از نظر چهل درصد آنها اين كار مجاز است و به عقيده هشت درصد آمريكاييها تصميم گيري در اين خصوص به شرايط بستگي دارد. همچنين بيش از نيمي از آمريكاييها با هم جنس بازي مخالف هستند , هشتاد و هفت درصد شبيه سازي را رد مي كنند و دو سوم آنها اعلام كرده اند كه با آزمايش داروها و مواد آرايشي روي موجودات زنده موافق هستند.
پنجم: ايستگاه تلويزيوني تركيه به يك يهودي آمريكايي فروخته شد.
واحد مركزي خبر : يك يهودي آمريكايي يكي از ايستگاههاي تلويزيوني تركيه را خريداري كرد.
به نوشته ديروز روزنامه الخليج امارات دراينترنت رونالد لودرايستگاه تلويزيوني خصوصي تي .جي .آر.تي تركيه را از صاحب آن انور اوران كه يك سرمايه دار ترك است , خريد!
گفتني است لودر صاحب چندين ايستگاه تلويزيوني در كشورهاي اسلواكي , اسلوني , روماني , اوكراين و مجارستان است وي رئيس انجمن هاي يهودي آمريكا و صاحب شركت مواد آرايشي « استا لودر » است .
ششم:نفوذ پنتاگون در هاليوود
امروزه فيلم هاي نظامي توجه عامه مردم را به خود جذب نموده اند؛ اما نه فيلم هاي انتقاد برانگيز هاليوود.هم اكنون مركز نظامي پنتاگون اجازه دارد روي بخش عظيمي از فيلم نامه ها تصميم گيري كند. اين موضوع را مجله رسانه اي "Brills Content" افشا نموده است.
نيروي نظامي امريكا افسراني دارد كه وظيفه شان بحث درباره پروژه هاي سينمايي هاليوود است. نظاميان اجازه دارند نسخه كامل فيلم نامه ها را مطالعه كنند، مخصوصا زماني كه تصوير نامناسبي از ارتش به صحنه كشيده مي شود.
يك مثال: در نسخه فيلم "شهاب آسماني" يك شاتل فضايي امريكايي با تجهيزات و جنگ افزار هسته اي به آسمان فرستاده مي شود تا شهاب سنگي را كه زمين را تهديد مي كند تكه تكه كند. اما پنتاگون اين موضوع را نپسنديد. چون ايالات متحده معاهده اي را بر مبناي عدم استفاده از تسليحات هسته اي در فضا، امضا كرده است.
در عوض براي اينكه نسخه تغيير كند و شهاب سنگ هدف موشك مجهز به هواپيماي جنگنده قرار گيرد، نيروي هوايي يك هواپيماي اف شانزده، يك پايگاه هوايي، چند خلبان و ساعت پرواز در اختيار فيلم سازان قرار داد. فيلم دراماتيك شد و نيروي هوايي اين فرصت را يافت تا به نمايش آخرين تجهيزات و خلبانان قهرمان خود بپردازد.
ارتش گمان مي كند چنان در فيلم هاي هاليوود پيشرفت كرده كه بايد تجهيزات و پرسنل مجاني در اختيار آنان بگذارد. تنها خرجي كه كمپاني هاي فيلم سازي بايد بپردازند هزينه هاي اظافي مثل سوخت است.
هر سال حدود صد نسخه فيلم به دست نيروي هوايي مي رسد و آنها هر سال در 30 پروژه شركت مي جويند. در اين ميان تهيه كنندگان و كارگردان ها براي مشاهده آخرين سيستم هاي نظامي دعوت مي شوند.
قبل از فيلم بزرگ "آرمگدون" بحث هاي شديدي ميان نيروي هوايي ارتش، كه مي خواست بروس ويليامز در نقش يك تكنسين نيروي هوايي بازي كند، و كارگردان فيلم، جري براكهيمر، كه مي خواست او نقش يك دريانورد كاركشته را ايفا نمايد، بالا گرفته بود. در نهايت شخصيت جديدي به ميان آمد كه از نيروي هوايي بود.
گاهي ارتش با وجود علاقه نداشتن به فيلم نامه مشاركت خود را ادامه مي دهد. در فيلم "تير شكسته" يك سلاح هسته اي دزديده ميشود. ارتش اين موضوع را غير قابل تحمل يافت و پنتاگون در پاسخ به "مساعدت كامل" گروه فيلم سازي جواب منفي داد. با اين وجود نيروي هوايي كمك محدودي در زمينه اطلاعات درباره نوع يونيفرم و غيره ارائه كرد.
علت اينكه تهيه كنندگان با تاثير گذاري گسترده ارتش بر فيلم ها موافقت مي كنند اين است كه اجاره تجهيزات نظامي واقعي براي فيلم سازان بسيار پر هزينه است. هيچ چيز بهتر از هواپيماي جنگنده واقعي يا آشيانه واقعي نيست. اگر پنتاگون لوازم مهم را در اختيارتهيه كنندگان بگذارد بسيار در هزينه ها صرفه جويي مي شود. در غير اين صورت آن ها بايد بالگردهاي پر خرج اجاره كنند و با كامپيوتر صحنه سازي نمايند.
نيروي هوايي امريكا براي ساخت فيلم "نيروي هوايي يك" شش هواپيماي اف-156 را بطور تقريبا رايگان در اختيار فيلم سازان نهاد.
چاره ديگر اين است كه توليد را به اسرائيل ببرند، جايي كه ارتش چنين هواپيما هايي را به مبلغ دلار25000 در ساعت اجاره مي دهد.
مترجم: ف.ش از مجله سويسي Hallandsposten
...و هفتم: نماينده كنگره امريكا:
مكه را بمباران ميكنيم!؟؟؟
يك نماينده جمهوريخواه در مجلس نمايندگان آمريكا در اهانتي آشكار به مقدسات مسلمانان، حمله اتمي آمريكا را به مكه مكرمه، براي نابودي بيت الله الحرام منتفي ندانست.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه اماراتي «الخليج»، «تام تانكريدو»، نماينده جمهوريخواه ايالت «كلرادو» در مجلس نمايندگان آمريكا، گفت: «اگر شهرهاي آمريكا هدف حملات هسته اي قرار گيرد و روشن شود كه كار مسلمانان اصولگراي تندرو بوده است، مي توان گفت نيروهاي آمريكايي ممكن است اماكن مقدس آنها را نابود كنند.» «پت كمبل» مجري برنامه تلويزيوني از «تانكريدو» پرسيد: «شما از بمباران مكه سخن ميگوييد؟» و اين نماينده آمريكايي در كمال وقاهت گفت: «بله»!
گروههايي مانند القاعده و طالبان كه آمريكا معمولاً حملات تروريستي را به آنها نسبت مي دهد، همگي ساخته و پرداخته خود آمريكا براي تأمين منافع نامشروع آن هستند.
|